تبليغاتX
یک وجب خاکِ اینترنت...

یک وجب خاکِ اینترنت...

یادداشت های من در مورد فکرم،اجتماعم وجوانیم که مثل بااااد داردمیرود...

بازنده ی پیروز...

پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387- 20:22 - محمد

چشم انتظار...

 

اما نه...

هنوز نباختمش...

اصلا زندگی که قمار نیست٬هست؟

این شعربود فقط...

اما خداجون،دیگه نمیکنم...دیگه نمی اندازمش،دیگه هم نمی بازمش...قول میدم خداجون...تو کمکم کن...

......................................................................................................

پ.ن:اینم خودش یه پیروزیه که دیگه نبازم...نیست؟

+ |


گنجیشک نالون...

یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387- 19:41 - محمد

کنجیشک نالون...

میچکه نم نم ِ بارون،رو تن ِ خیس ِ خیابون،سبد ِ بی آشیونه،طفلی گنجیشک ِ رو ایون،میخونه جیک جیک و نالون، شعر ِ گندم زار ویرون،نمیتونه پر بگیره ، میون گلای گلدون...

اونروزا،اونور ِ کوها،طفلکی دنیایی داشتش،پشت گندم زار ِ وحشی،چشمه ی پر آبی داشتش،حالا داغ ِ چشمه ی پیر ،خونه کرده تو رگاش،بوی گندم زارو داره،لحظه لحظه نفساش...

یادشه جفت ِ قشنگش ،سرمیذاشت روی پراش،توی خلوت ِ گل سرخ،بوسه میزد به لباش...

حالا تنها توی این غربت ِ سرده،کنج ِ سینش انگاری یه کوهه درده...

منم اون گنجیشک ِ نالون،از گذشته ها گریزون،پرکشیدم سوی دیارم،به هوای بوی بارون...

حالا تنها توی این غربت ِ سردم ای رفیق،پر درد ِ توی این سینه ی خستم ای رفیق...

...............................................................................................

پ ن ۱ـ وای که میمیرم واسه ی این شعر...

پ ن ۲ـ خدایا چرا غم رو آفریدی...

پ ن ۳ـ غم ِ توی چشمای این گنجیشکه رو نگا...

پ ن ۴ـ  یادته این عکسو تو بهم دادیش...

 

+ |


گم شده ام، چه کنم؟!!!

دوشنبه نوزدهم فروردین 1387- 23:48 - محمد

 سرگردان مثل من...

امروزها گم شده ام. در جستجوی ِ یافتن هستم، اما نمیابم،هر چه بیشتر میگردم کمتر میابم...

شکفتن غنچه ها ،جیرجیر ِ جیرجیرکها،جیک جیک پرنده ها،قطره های پرطراوت آب روی برگ ِ گلهای محمدی و رز...لکه دار شدن ِ آسمان ،غریدن ِ آسمان ، باریدن ِ آسمان...

خدای من پس سهم من از این بهارچست؟

دریغ از یک غرش ،یک فریاد ،یک باریدن ،یک فریاد، یک تهی شدن...

دیروزها وصل بودم به واژه ی زندگی، دنیا ، فردا...

امروزها وصلم به جمله ی دنیا نمی ارزد…فردا چیست؟

دیروزها خودم بودم….خود دیروزم

ولی امروزها خودم نیستم….خود امروزم

دیروزها دوستت دارم را نمیشناختم.اما امروزها... آیا میشناسم؟؟؟

دیروزها در نگاهی غرق نمی شدم، این روزها خوبتر می بینم...غرق میشوم...دل میبندم...

دیروزها گم بودم در شیطنتها ، در لابلای درختان و بوته گلهای باغچه مان...

امروزها گم شده ای در خویشتنم...نفهمی عاجز ازدرک خویشتنم...

خدایا مرادریاب...

مرادریاب...

+ |


ترس و نیاز...

دوشنبه دوازدهم فروردین 1387- 2:49 - محمد

 بوسه ی کودکانه

نترس...

 

بگیر !

 

نهایتا چی میشه مگه ؟

 

جیغ می کشه ؟

 

نه بابا  دیوونس مگه٬ آبرو خودش هم میره...

 

فحشت میده؟

 

نه ٬دلش نمیاد فحشت بده...

 

ازت متنفر میشه؟ 

 

متنفرهم شد که شد٬چیکار این دل صاحب مرده کنم آخه٬ولی نه٬متنفر نمیشه٬دوستت داره٬تازه اونم آدمه ٬ مگه دل نداره...

  

الان که داری میسوزی...

 

تو حسرت یه بوسه ای...

 

انقدرشدید...

 

دوباره وقتی ازش جداشدی٬آه از دلت برمیخیزه ها...

 

فقط ۵ ثانیه طول میکشه٬بعدش هرچی شد٬شد...

 

توی هیچ مذهبی حرام نیست...

 

گفته اند :

 

آنجا که خواهش و عطش هست

دین و ایمان و آبرو

میهمان ناخوانده اند...

 

 

 

...........................................................................................................

بچه ها اینا فقط طرز فکر من و احساس من بود درمورد این موضوع٬نمیگم همه همین طرز فکررو داشته باشن...هرکسی هرجورراحته٬همونجوری راحت باشه!!!

+ |


نوروز...

پنجشنبه یکم فروردین 1387- 0:57 - محمد

چرا همه همیشه فکر میکنن که آینده همه چیز خوب میشه؟همه کارا رو به راه میشه؟چرا همه فکر میکنن آینده روشنه؟شاید دلیلش این باشه که آدم موجودیه نادان،نمیدونه چه اتفاقاتی درآینده میفته،واسه همین هم چون به دهن خودش شیرین میاد دوست داره که آینده رو زیبا و روشن فرض کنه...

منم آدمم خب،دوست دارم با دید مثبت به آینده فکر کنم گرچه شاید اصلا هم اونطوری که من فکر میکنم نباشه...منم الان دارم فکر میکنم که چقدر امسال اتفاقات خوبی توی زندگیم خواهند افتاد(کاش همینطور باشه)...کاش خداوند برترین و والاترین نعمتش یعنی سلامتی رو از ما سالم ها نگیره و همین نعمت رو به مریض ها عطا کنه،کاش اینقدر توی تلویزیون نمیگفت فلان تا زن و بچه توی فلسطین کشته شدن،کاش همیشه شادی وجود داشت...

برداشت من از این عکس امید به آیندست که به آدم القا میکنه،من وقتی میبینمش نوید آینده ای روشن توی ذهنم بوجود میاد...

 یه جمله ای شنیدم که خیلی برام جالب بود،ایشالا که خواسته ی دلتون با حکمت الهی یکی بشه،و همیشه شاد و سلامت باشین...

سال نو رو هم پیشاپیش و پساپیش و ایناااااابه همتون تبریک میگم،همینطور ولادت نبی اکرم رو...

 

(وای که عاشق اینجور عکساام...)

+ |